الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

242

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

يا ربّ انّى للحسين ناصر * و لابن سعد تارك و هاجر و اين يزيد بن زياد بن مهاجر از آنها بود كه با عمر سعد آمده بود و چون شروط حسين عليه السّلام را ردّ كردند به جانب او شتافت و كارزار كرد تا كشته شد . ( 1 ) شهادت جمعى از اصحاب حسين عليه السّلام ( طبرى ) عمرو بن خالد صيداوى و جابر بن حارث سلمانى و سعد مولاى عمر بن خالد و مجمع بن عبد اللّه عائذى در آغاز جنگ كارزار كردند و با شمشير بر دشمن تاختند چنان كه از همراهان و ياوران دور شدند و در سپاه دشمن پيش رفتند دشمن گرد آنها بگرفت و از ساير اصحاب جدا كرد پس عبّاس بن على عليهما السّلام بر دشمن تاخت چون آنها پشت يافتند دشمن پهلو تهى كرد و عباس عليه السّلام آنها را از چنگ دشمن برهانيد خسته و نالان آمدند و چون باز دشمن نزديك شد با شمشير تاختند و كار زار كردند تا يك جا به شهادت رسيدند . ( 2 ) سويد بن عمرو بن ابى المطاع ابو مخنف ازدى گفت : حديث كرد مرا زهير بن عبد الرحمن بن زهير خثعمى گفت : آخر كس از اصحاب حسين عليه السّلام سويد بن عمرو بن ابى المطاع خثعمى بود زخم سنگين وى را رسيده و افتاده بود بيهوش وقتى به هوش آمد كه شنيد مىگفتند : حسين كشته شد شمشير از او گرفته بودند كاردى همراه داشت و با آن حرب كرد و كشته شد . عروة بن بطار تغلبى و زيد بن رقاد جنبى او را بكشتند و او آخر قتيل بود . در وصف او سيّد گفته است : مردى شريف و بسيار نماز بود مانند شير خشمگين جنگ كرد و بر مصيبت بزرگ شكيب نمود تا ميان كشتگان بيفتاد . ( 3 ) مؤلف گويد : كلمات مورّخين و اهل حديث و ارباب مقاتل در ترتيب شهادت و رجز و عدد اصحاب مختلف است يكى را مورّخى مقدّم ذكر كرده است و مورّخ ديگر مؤخّر و بعضى به ذكر نام و رجز آنها اكتفا كرده‌اند و بعضى چند تن را نام برده و از باقى ساكت مانده‌اند و من تا اينجا متابعت قدماء و مورّخين معتبر كردم و ليكن نام جماعتى از آنها برده نشد كه بايد به ذكر آنان تبرّك جست . پس به ترتيبى كه شيخ رشيد الدين محمد بن على بن شهر آشوب در مناقب آورده است شهادت آنها را ذكر مىكنم و گويم : اول حرّ به مبارزه آمد الخ آنگاه برير بن خضير و ذكر اين دو